|
|
ما که رفتیم سینما . . . ! سعدیا فیلم خوب کجاست ؟ سعدیا ... فیلم خوب کجاست ؟ ! نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم تیر 1387ساعت 0:51  توسط امید صیادی ( امیدوار ) |
مهمانخانه شیطان / آزاد راه مهمانخانه شیطان اونهایی که برنامه های تلویزیونی دهه شصت این مملکت رو یادشونه حتمن به خاطر نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم تیر 1387ساعت 19:44  توسط امید صیادی ( امیدوار ) |
بیلی جین یا صدایی برای شنیدن. بیلی جین یا صدایی برای شنیدن.
مجتبی راست می گفت . می گفت وقتی هد ست رو فرو می کنی توی گوشات باید به این فکر کنی که حداقل کارکردش این نیست که موزیک می شنوی بلکه در حقیقت داری سعی می کنی بعضی از صداهای بیرونی رو نشونی . این به نظرم تعریف درست تری هست از موزیک گوش دادن به شیوه هندز فری ! اما ... بعضی ترانه ها هستند که وقتی توی گوشتون دارن نجوا میکنن کارکردی بیش از فیلتر کردن اصوات مزاحم بیرونی دارند و یهویی به خودتون میایید و میبینید که ای داد بیداد ... شما در حال انجام حرکات موزون و ناشایست هستید ! به عنوان مثال : آیا ترانه زیبای " بیلی جین " از مایکل جکسون را شنیده اید ؟ آیا در حین شنیدن قر مبسوط شما را فرا نگرفت ؟ نه ؟ ! پس ضرر کرده اید ! ![]() حقیقتن یکی از ترانه هایی که همیشه و هر جا که باشم منو بی اختیار به رقص میندازه همین ترانه بیلی جین هست . بی خیال که چقدر مضحکم من وقتی با یه ته ریش اصلاح نکرده چند روزه و موهای ژولیده پولیده و این تن لش بخوام وسط اتوبوس شرکت واحد برقصم !!!؟ اما خوب اونهایی که کنسرت 92 بارسلون رو دیده باشند متوجهن که چطور میشه یهویی با یه ترانه تمام رشته های عاطفی و فیزیکی و نوستالژیای انسانی بهم گره می خوره و ... منظورم اینه که اینجور وقتا اختیار جسم دست روحه ... اون فرمون میده و برای لحظاتی خواسته ناخواسته کنترل دیگه با اون من و توی حقیقیه . به هر حال گفتم که بپایید هر وقت و هر جا که عمیق شدید در احوالات درونی مراقب ری اکشن هایی که دیگران از شما می بینند در حالیکه از اکشنش اصلن خبر ندارند باشید .. چند لینک برای دانلود بیلی جین پسران طلایی خوب من بسی متاثرم به احوالات اون دسته از دوستانی که به هر دلیل تله تیاتر " پسران طلایی " رو که چهار شنبه شب گذشته از شبکه چهارم پخش شد ندیدند . اصولن صحنه گردانی کارهای تک و دو نفره به نظرم باید بسیار شاق باشه اونهم وقتی که لوکیشن محدود به یک اتاق باشه و اساس کار مبتنی بر دیالوگ که دیگه قضیه خیلی حساس میشه . تله تئاتر " پسران طلایی " که هفته گذشته اولین قسمتش پخش شد به اعتقاد من نمونه یکی از بهترین بازی های تیاتری مبتنی بر دیالوگ های پینگ پنگی رو به نمایش گذاشت . بده بستان های مهدی و افشین هاشمی که واقعن این دومی عالی هم سنگ و هم طراز پیش اومد اونقدر طبیعی و دلنشین بود که آدم فراموش می کرد این نمایشنامه ایرانی نیست و بازیگران ایرانی به نقش مردمانی دیگر دارند بازی می کنند و این البته با توجه به اکثر تجربه های قبلی از این نوع هست که عمومن دچار نوعی تصنع تاریخی و ظاهری بودند. به هر حال اولین قسمت تله تیاتر طنز" پسران طلایی " که از جمله بهترین کارهای چند ساله اخیر تلویزیون هست چهارشنبه گذشته پخش شد و دو قسمت باقی مونده هم در دو هفته آتی پخش میشند انشالله . محمد رحمانیان کارگردان این تله تیاتر و مهدی هاشمی ؛ احمد آقالو ؛ افشین هاشمی و مهتاب نصیر پور هم بازیگران اون هستند که به تهیه کنندگی دکتر جواد ظهیری تولید شده . توی این قحطی کارهای خوب نمایشی سعی کنید از دست ندید حیفه به خدا. بیایید بریم سینما ؛ سکانس سوم در راه برنامه ریزی سینما رفتن به صورت گروهی برای تمام گروههای توی گوشی اس ام اس فرستادم . چه سانسی خوبه که بریم ای دوستان عزیز ؟! جواب ها : 1 _ هر سانسی باشه پایه ام 2 _ 5 تا 7 سه تاییمون میاییم . 3 _ من که نمیام اما اگه میومدم 5:30 بیتر بود ! 4 _ ما میاییم مشکلی نیست هر سانس که شد . 5 _ ما آقامون ساعت 8 تازه میاد خونه.دوش بگیره نماز بخونه و اینا ما 9 تا11 میاییم ! 6 _ نصفه شب میام خودم و خودت .. دی وی دی جدید داری که ؟ 7 _ پنج تا هفت خوبه بعدشم میشه استفاده کرد . 8 _ ... خلاصه که کلی برنامه ریزی و اس ام اس های دو سیلابی و خارجه نگار زدیم که انشالله کوفت ایرانسل بشود از حلقومش پایین نرود به حق پنج تن آل عبا ... و امروز ... نتایج یک کار گروهی با شخوص ( جمع مکسر اشخاص ! ) به همان ترتیب شمارگان بالا بخوانید: 1 _ گلاب به روت امید جون من از دم مستراح نمی تونم تکون بخورم ! 2 _ من داغانم سرما خوردم آجی کوچیکه هم نمیاد و سومیمون هم تو راهه اما نمیاد ! 3 _ عجبه ها .. گفتم کار دارم نمیام دیگه .. 4 _ این طفلی اومد . 5 _ مشترک مورد نظر سلاطون گرفته جواب نمیدهد . 6 _ چه زود دیر میشه آخ حیف شد یه شب دیگه جیگر ! 7 _ آخ هانی من تازه اومدم خونه دارم میمیرم از گرما .. 8 _ ... و این گونه می شود که من و مجی بعد اینکه علیرغم حضور زودانه بیست دقیقه پیش از شروع فیلم با گیشه بسته و اتمام بلیط مواجه می شویم و باقی فیلم ها هم خورندمان نیستند می رویم توی کافی شاپ سینما آزادی دو عدد یراقون تناول می کنیم و بر می گردیم . من به دی وی دی های ندیده ام فکر می کنم و مجی هم به این که چرا در این کهن دیارا کار گروهی را نمی شود معنی کرد ... ما این هفته هم میرویم و این بار البته دیگر دو خبط نمی کنم . اول که چهل دقیقه پیش از شروع فیلم دم گیشه ایم . دوم هم که دیگر پولی بابت اس ام اس های گروهی ِدو و چند صفحه ای به حلقوم ایرانسل و ایضن آن همراه اول قوزمیت واریز نمی کنم . هر کس خواست خودش بتماسد .. یعنی تماس بگیرد . نوشته شده در یکشنبه نهم تیر 1387ساعت 0:20  توسط امید صیادی ( امیدوار ) |
روز مامانی به نام زن ! آقا خانوم کوچیک بزرگ .. ما برنامه سینما آزادی رفتنمان در چهارشنبه ها
روز مامانی به نام زن ! اي مردان بنده خدايي كه كلاه گشاد جنس برتر تا ابد بر سرتان رفته بدانيد و آگاه باشيد كه نهايت خريت است اگر حتي لحظه اي به ذهنتان خطور كند كه تبعيت از قانون چند همسري مي تواند ضامن خوشي و كامروايي شما باشد . ما خودمان ديديم با همين دو چشمان خودمان كه چه مفلوك آدمياني به جهت خريدن هديه روز زن {اين گران ترين روز تاريخ براي مردان ايراني} آمده بودند به كوچه مروي و كرور كرور خرج مي كردند و دلشان خوش بود به آن مچ دستي كه ميان پنجه شان گرفته بودند و آن مچ نه مچ همسر يا همسر اول كه مچ يكي ضعيفه آز آن آنجوریهايش و نهایت یکی صیغه ای و رفیقه ای بود و خدا گواه است كه ما يك طوري آنها را نگاه كرديم كه پنداري دلمان مي سوزد به حالشان و آنها هم ايضن همان نگاه به ما مي كردند و پنداري دلشان بيش مي سوخت براي ما كه مچ يكي ممدمان ( محمد مون . پسر خاله ) را به ميان پنجه داشتيم از براي حُسن سليقه در انتخاب يك دو سه عدد اودكلن زنانه و در نهايت آنقدر به روي خودمان تست كرديم جمله اودكلونات زنانه كوي مروي را كه وقت مراجعت به محل كار همچون يك دانه از آن خانم هاي آن كاره انواع و اقسام روايح از ما متصاعد بود. علي الحال نه اينكه مذمت كنيم آن قسم از اولاد مذكر آدم را به جهت تنوعات در متصرفات ليك به هر حال حواستان باشد اين روز زن که اول آخر میکنندش شش ماهه اول یا دوم زن و اين هدايا هم البته كه همیشه هستند و قطع به یقین حتی پس از انقراض عموم کروموزومهای نرینه خواهند بود .. آنكه روزي هست و روز ديگر نيست پول است برادر من ... پول . پان نوشت : { این مطلب } متعلق به سال پیش با عنوان"روز مرد مبارکمان انشالله" میزان ارادتمان به روز زن را واضح می نشاند مستدل ! پان نوشت توو : روز زن به حاج آقا ابوی گرامی و اخوي سعيد خودمان ، ممد و نوشته شده در چهارشنبه پنجم تیر 1387ساعت 0:35  توسط امید صیادی ( امیدوار ) |
یادمان باشد اگر خاطرمان . . . وبلاگ واسه چی ؟! تشکر ویژه از هانیه توسلی سینما نداشتند ماه صیام همین سال قبل بخوبی او را در نقش فتانه ای که دل و دین از پیر خدا ترسی ربود و قالب معاصر حکایت دختر ترسا و شیخ صنعان را پی ریزی کرد دیدند و خوب شناختند و ... بگذریم .. "مصطفی کرمی" را یادتان هست ؟ همان جوانک شوربختی که سال گذشته حین فیلمبرداری یک فیلم کوتاه به سفارش اداره برق مازندران دچار برق گرفتگی شدید و نهایتن قطع دو دست شد و .. از آن جا که ما ایرانی جماعت عمده داغیم تا قوری داغ است و بعد چند دقیقه ای حتی طعم چای از یادمان می پرد حرکت هانیه توسلی به طرفیت از برنامه " دو قدم مانده به صبح " در قالب گزارشگری در پیگیری اوضاع و احوال مصطفی کرمی که این روزها گرفتار رد شکایت ومسئولیت اداره برق مازندران در حادثه فوق هم شده !!! بسیار جالب و ارزنده بود. چرا که اگر او هم همان روزهای اولیه مصیبت این جوان در دریغ و افسوس و حتی وعده و وعید الف تا ی مسئولان مقصر امر و همراهان دچار تیتر همدم و هم داستان شده بود که همچون اکثریت ایشان تا امروز از یاد برده بودیمش همانطور که مصطفی کرمی را از یاد بردیم . محض اطلاع هر عزیزی که این صفحه را از سر بخت بدش می خواند عارضم که مصطفی کرمی نه به خارج اعزام شد و نه دست مصنوعی دیجیتالی بر بدنش چسبید و نه وامی و نه خسارتی و ... نه هیچ .. مصطفی کرمی در خانه نشسته است ... دستش هم به هیچ کاری نمی رود ،، چون که نمی رود ! . خانم توسلی ، باور کنید .. خوب هم باور کنید "ما مردم" شما و هر هنرمند خوش حافظه دیگری را بسیار دوست می داریم . متشکرم / متشکریم . نوشته شده در شنبه یکم تیر 1387ساعت 2:39  توسط امید صیادی ( امیدوار ) |
بیایید بریم سینما دو قدم مانده به صبح این محمد صالح علا را من دوست دارم به جهت همه انچ که هست . بیایید بریم سینما ... سینما آزادی واقعن اگه یه دفعه دیگه .. دارم کاملن جدی تهدید می کنم نوشته شده در پنجشنبه سی ام خرداد 1387ساعت 3:45  توسط امید صیادی ( امیدوار ) |
|
|