هدف تمرینی دوئل دیگران نشویم !
هدف تمرینی دوئل دیگران نشویم !
روزهای وحشتناک و غم انگیزیه . همه با شک و تردید به آینده نگاه می کنیم و کمتر کسی دورنمای
امیدوار کننده ای رو میتونه برای آینده ترسیم کنه .
اونچه که طی چند روز اخیر اتفاق افتاده ، جهت گیری ها ، تقابل ها و کشتار هایی که هر کسی
این روزها به خودش اجازه میده اسم مطلوب خودش رو روش بگذاره همه و همه تنها یک قربانی
بیشتر نداره که اون هم اسمش مردمه .
افرادی با تمسک به اعلان یکی به خیابانها می ریزند تا افرادی رو که به اعلام و اعلان دیگری به
خیابانها آمدند رو بکشند .
در این بین فارغ از اینکه چه کسی به لحاط فیزیکی دچار مرگ میشه تشخیص قربانی از بین این
دو گروه به هیچ وجه ممکن نیست چرا که سردمداران این رقابت کثیف به مراتب در خانه هایی امن
و امان تر از مردم توی خیابونها اوضاع رو زیر نظر دارند .
در مطلب قبلی گفتم که با سکوت اعتراض می کنم و البته تا اونجا که ممکن بود این کار رو انجام
دادم اما جنگ این روزهای خیابانها چیزی ورای برخوردی حتی فرامنطقی با یک اعتراض آرام هست .
تقابل گلوله است با بدن انسان . طرف مقابل اهل هیچ نوع منطقی نیست و خوب صرفن خوب ِ او و
درست مطلقن درست ِ اوست .
در چنین حال و هوایی تمام ذهن من درگیر این مسئله است که مبادا کسی با خوندن من و یا دیگرانی
مشابه من تهییج و تحریک بشه به شرکت در جنگ نابرابر این روزها .
همه هراس من اینه که چطور میشه مسئولیت چنین تشویقی رو قبول کرد ؟!
من به درستی و بنا بر اعتقادم به اونچه که در جریان انتخابات اتفاق افتاد اعتراض کردم .
با کسی درگیر نشدم جایی رو هم تخریب نکردم . اما موضوع جان انسان هایی که این روزها هدف
گلوله های بی صاحب و بی مسئول قرار می گیرند فراتر از این حرفهاست .
بی شک اون عده از کسانی که فکر میکنند تقابل خونین و این چنینی با مردم ، با همین مردمی که تا
دیروز حماسه ساز سی سالگی انقلاب شمرده می شدند و لایق بالاترین درود ها و امروز به صرف
اعتراض در زمره اراذل و اوباش قرار گرفتند و لایق بدترین سرکوب ها باعث تداوم قدرت و استیلای بر
همین مردم خواهد بود به شدت راه خطا رفتند .
حافظه تاریخ هرگز اتفاقاتی رو که منجر به حوادث این روزها شد رو فراموش نخواهد کرد . قدر مسلم
امروز فاصله عمومی مردم با نظام در مقایسه با قبل از انتخابات غیر قابل قیاس هست و اگر کمی واقع بین
باشیم باید بگیم مدعیان قدرت دقیقن از روز برگزاری انتخابات کلید از بین بردن نظام رو زدند و افسوس که
در حالیکه می شد و میتونستیم مسیری رو که طی سی سال با همه کژی ها و ناخوشی ها طی کردیم
تا به رشد و منزلتی مناسب در سایز منطقه برسیم به خاطر زیاده خواهی و طمع به قدرت عده ای نه تنها
قطع شد بلکه از این به بعد سیر نزولی رو شاهد خواهیم بود که نهایتن همه ما و کشور ما رو به قهقهرا
خواهد برد .
هم باز در فاصله چند سالی انتخاباتی در این کشور برگزار خواهد شد . هم باز و بنا به عادت مالوف منطقه
از طرف اسرائیل و کشورهای عربی تهدیداتی دچار کشور ما خواهد شد . هم باز و به گواه تاریخ ؛ آمریکا و
روسیه و انگلستان دست از سر کشور ما بر نخواهند داشت و در تکرار تمام این تجربه ها از این به بعد ملت
ما حساسیت و مشارکتی به مراتب بسیار کمتر از 22 خرداد 1388 نشان خواهد داد .
من به عنوان یک نفر از این جامعه صمیمانه و به جد از تمام دوستان خواهش میکنم از این به بعد در این
تجمعات خیابانی که مشخصن دستور کشتار در اونها از پیش صادر شده شرکت نکنند .
این تجمعات و راهپیمایی ها غیر قابل کنترل و بدون کمترین امنیت و مسئولیت هستند و هیچ کسی ،
تاکید میکنم هیچ کسی پاسخ گوی هیچ اتفاقی در درون این رویدادها نیست .
آمرین کنج خانه ، مامورین معذور و ملت هم قربانیان این جنگ قدرتند. جنگی که هر دو طرفش داعیه
مسلمانی و خدا ترسی دارند اما نه کمترین رحمی به حال این مردم مسلمان دارند و نه کمترین کمکی در
توان برای جلوگیری از ریخته شدن خونشان .
در کمترین توقع ممکن هر چه می گردم پاسخی پیدا نمیکنم برای سکوت آقای هاشمی رفسنجانی که
بدون شک سر رشته یا بهتره بگم یک سر ِ رشته ی این جنگ قدرت به دست اوست .
اگر قرار باشه بعد از تمام اتفاقات اخیر کسی مدعی مردم و رفتاری که باهاشون میشه بشه اون شخص
بی شک آقای هاشمی خواهد بود و اگر ایشون هم تصمیم بر سکوت دارند پس همون بهتر نه ما مردم
گوشت جلوی گلوله باشیم به خاطر پوز زنی حضرات و نه میرحسین و کروبی بیش از این فریاد دادخواهی
و دادستانی در برابر دیوار بلندی که یارای بالا رفتن از اون رو ندارند رو سر بدند .
مهمتر از هر انتخابات و هر رییس جمهور و هر نظامی در حال حاضر جان مردم است پس باز هم تکرار میکنم
دوستان و عزیزان به صرف تحریک و شعار کسانی که دور از مهلکه نشستند جان خودتون رو به خطر نندازید
چرا که ما ، همه ما تا نهایت ممکن اعتراضی رو که باید و میشد رو انجام دادیم . از این به بعدش رو بسپریم
به سیاسیون مدعی که اگر واقعن توان سیاسی مطلوب و مورد ادعا رو دارا هستند که حتمن از پس ماجرا
برخواهند آمد و اگر هم در واقعیت ماجرا بی بهره از این توانایی ها هستند پس حتمن بهتره که ما هم مثل
اونها بیشتر به فکر زندگی باشیم .
شاید عده ای این تقریر رو عقب نشینی و یا حتی بزدلی من تلقی کنند . در برداشت خودشون آزادند اما من
ترجیح میدم با این عقب نشینی و یا حتی این بزدلی جان ولو یک نفر رو از خطر نجات بدم تا با شجاعت
های از راه دور که مطمئنن نتیجه محتومی خواهند داشت جان عده ای رو به خطر بندازم .
نوشته شده در یکشنبه سی و یکم خرداد 1388ساعت 1:56  توسط امید صیادی ( امیدوار ) |