تبليغاتX
گنجشکک اشی مشی - جامعه شناسی اسطورگی ، از مایکل جکسون تا ....

جامعه شناسی اسطورگی ، از مایکل جکسون تا .... 

جامعه شناسی اسطورگی ، از مایکل جکسون تا ....

باوری تقریبن جهانی وجود دارد در باب جاودانگی اساطیر که مبتنی است بر جوانمرگ شدن ایشان
به نوعی  که آنها  را فنا ناپذیر و ابدی جلوه میدهد .
با جوان مرگ شدن یک شخصیت محبوب و یا سرشناس فی الفور تجمیعی از رمز و رازها و افسانه ها
تمامی زندگی او را پوشش می دهد آنچنان که حتی نزدیکان و آگاهان زندگی او نیز علیرغم  کوششی که
عمدتن نخواهند کرد قادر به روشن کردن زوایای دور این باورهای رایج  نیستند چرا که میل و خواست
عمومی راغب به پذیرش وجه خشن و خارج از فانتازیای واقعیت نیست و بنا به میل خود چیزی ورای
"آنچه قابل قبول تر " است را جستجو می کند تا حداقل تفاوت و دلایلی را برای اینکه چرا همه اسطوره
نمی شویم بیابد و خود را تطهیر کند و در این باره چه چیزی بهتر از همان رمز و راز اسرار آمیز که 
مبتنی بر تخیلات شخصی افراد است و در نهایت در مدت زمانی چند رشته رشته های این ذات تخیل ساز
دچار همگرایی وهم سویی عمومی می شود و نهایتن تبدیل به سبقه غیر قابل اثبات و البته غیر قابل رد
مختص اسطوره می گردد .
ذات عموم وجهه ای را به اسطوره می بخشد دلخواه خود ،  پس در اولین قدم اقدام به  فراموشی تمامی
بدی ها و خباثت های ذاتی معمول انسانی مستتر در اسطوره جوانمرگ شده می کند .
فرقی نمیکند این جوانمرگ  یکی از بستگان دور یا نزدیک شما بوده باشد یا جان لنون . به هر حال شما
اسطوره خود را می خواهید پس او را از جایگاه فردی عادی به رتبه بلند مرتبه اسطورگی نائل می کنید و
در این راه همیشه چهره شاد ، مهربانی ها و دوستی های او را به یاد خواهید داشت و نه روزهایی را که از
هم مکدربوده اید و احتمالن حرفها و یا افکاری ناپسند و غیر دوستانه در مورد یکدیگر روا داشته اید .

به این ترتیب همه ما از آلبوم آخرین تصاویر ذهنی مان بهترین های او را انتخاب میکنیم و همواره سعی
خواهیم داشت  تا همین "بهترین تصویر ذهنی ممکن " را بک گراند یاده ی او کنیم .
و البته تعریف غالب و قالب این بهترین تصویر ذهنی ممکن برای ماندگار کردن اسطوره چندان دشوار نیست
چرا که خصیصه های تقریبن مشترکی را در سرتاسر جهان شامل می شود که البته اولین و بزرگترین آنها
اصل جوانمرگ شدن است .
عیسی مسیح ، سیاوش ، میرزاده عشقی، جان اف کندی، فروغ فرخزاد، امیلیا ارهارت، غلامرضا تختی ،
جیمز دین و یا حتی سیروس قایقران و آیرتون سنا
همه و همه قبل از آنکه "بهترین"های زمانه خود باشند به
دلیل جوان مرگ شدن و یا به کلامی دیگر به خاطر پیش از رسیدن به سن معمول و قابل پذیرش برای مرگ
معمولی در زمانی معمولی  تبدیل به اسطوره های ماندگار اعصار شدند .

از همین دست اشخاص مشهور که در روزهای اخیر به خیل اسطوره های تا ابد ماندگار پیوست هم یکی
"مایکل جکسون" است که پیش از آنکه موعدش برسد و کسی منتظر شنیدنش باشد شعله جانش خاموش شد .

جکسون هر چند که سالیانی پیشتر عمده قله های قابل ممکن اسطورگی را فتح کرده بود اما از تمام وجوه
مشترک اساطیرتنها همین مرگ ناگهانی را کم داشت تا همچون سلف و پدر زن سابق خویش " الویس پریسلی"
در زمانی بمیرد که کمتر کسی انتظارش را داشت .
بالشخصه از شنیدن خبر مرگ او تعجب کردم اما شوکه نشدم چرا که همانطور که شرحش رفت از لوازم
مکمل یک اسطوره مرگ در جوانی است و در دنیای مُد و مدیا  البته که پنجاه سالگی سن بلوغ حرفه ای یک
هنرمند محسوب میشود اما مایکل باید می مُرد تا از این قانون نانوشته ی باشگاه اساطیر تخطی نکرده باشد .

با فاصله ی زمانی اندک در این سوی مرزها  البته ما نیز شاهد رخ نمودن اسطوره ای بودیم که اگرچه تا پیش
از مرگ نه سرشناس بود و نه محبوب اما با مرگ ناگهانیش یک شبه تبدیل به نماد آزادی خواهی و خون دادن
در راه آزادی ملتی شد که از تمام وجوه یک اعتراض در سطح جهانی تنها نماد قهرمانانه اش را کم داشت و
البته با مرگ دلخراش این دختر جوان نماد گمشده اش را یافت .
چهره  جوان ، زیبا و مهربان او با تصویری به شدت دلخراش از لحظه جان دادنش با چشمانی باز که سر فصل
تمام خبرهای تصویری مربوط به جریانات اخیر ایران شد به قدر کافی برای اسطوره شدنش برای ملت امروز
ما کفایت می کرد فارغ از اینکه خود او قدر مسلم هرگز چنین شهرتی را در چنین زمانی نمی خواست .

همانطور که در خطوط ابتدایی مطلب اشاره شد این عموم مردم هستند که اسطوره خودشان را با روایات خودشان
می سازند و در این باره حتی اگر تلاشی درباب تغییر این باور صورت بگیرد پیشاپیش محکوم به شکست است
چرا که برای مردمی نیازمند قهرمان ، نیازمند اسطوره  وجه واقعی و یا حتی میل باطنی شخص اسطوره شده
کمترین اهمیتی ندارد و بی هیچ شائبه ای باید پذیرفت که هیچ کدام از اساطیری که نامشان برده شد در عمق
وجودشان میلی برای این اسطورگی نداشتند اما این را هم باید در نظر داشت که اصل و اساس اسطورگی شان
جز با مرگ شان فراهم نمی شد .
مرگی که مطمئنن انتخاب خود آنها نبود بلکه آنها بودند که انتخاب مرگ شدند تا اسطوره شوند و جاوید بمانند .
_______________________________________________________________
توضیح :
عدم اشاره به نام شخص مشخص در دو پاراگراف نهایی تعمدی و به خاطر پرهیز از استفاده متنی از
مرگ یک انسان برای تکمیل و یا بهانه برای نوشتن یک مطلب است .
باید گریست و خفه شد آن زمان که مرگ دلخراش انسانی در نزدیکی ما و به آن شقاوت محلی
باشد برای نوشتن و سیاه کردن این صفحات . مهم جان عزیز او بود که از دست رفت .
  
نوشته شده در  شنبه ششم تیر 1388ساعت 1:50  توسط امید صیادی ( امیدوار ) |